در حال مشاهده | آرشیو مطالب » 2017

این‌بار اگر کسی گفت زمان همه‌ی زخم‌ها را درمان می‌کند پاسخ دهید: گو اند فاک یورسلف

چیزها طیِ گذرِ زمان تغییر می‌کنند، ذهنیتِ آدم‌ها تغییر می‌کند، و گاهی هم روی برخی از زخم‌ها را پوستِ نو می‌گیرد. ولی زمان واقعاً کارِ چندانی برایمان نمی‌کند جز اینکه ساعت‌ها و روزهایی را در اختیار می‌گذارد تا مسن‌تر شویم و فرصت تحلیل خود _درواقع تصور ذهنی‌ از چیزی که به اسم «خود» می‌شناسیم_ را […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 11 ژوئن 2017

Rabbit Hole

«آ» لمیده بود رو کاناپه‌ فرسوده که چاله چوله‌هایش به زور بالش و کوسن‌های کهنه پرشده، و در «ارتفاع» مناسبی رقص باد و تکان‌های سنگینِ ریشه‌های آویزانِ درخت «بابا آدم» پشت پنجره را تماشا می‌کرد، که «آقای جورج» به شکل یک گوله‌ی کُرکیِ مجهول از آسمان سقوط کرد. «آ» از ارتفاع‌اش و پله‌های زیاد و […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 16 مارس 2017

काली

«کالی» الهه‌ی ویرانی‌، خدای بلاهای طبیعی، اول قرار بود فقط اهریمن‌ها را نابود کند. بعد یک‌جایی وسط‌های کار، نمی‌دانم چه‌طور برنامه‌ریزی‌اش به‌هم می‌ریزد، یا فکر می‌کند در تخریب لذت خلاقانه‌ای‌ست که در هیچ آبادانی‌ای نیست، دیگر اهریمن و غیراهریمن نمی‌شناسد و همه را می‌کشد. خداهای دیگر، مستاصل می‌روند سراغِ «شیوا» که جلوی این زنت را […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 5 فوریه 2017