در حال مشاهده | آرشیو مطالب » 2015

The Breakup Survival Guide

برای من پیوند بین عشق و ابدیت، جایی اواسط سال‌های بیست ام شکست. دقیقاً نمی‌دانم کدام رابطه یا تجربه‌کردن کدام انسان یا سیر چه مجموعه‌ حوادثی مرا به جایی رساند که بپذیرم هر رابطه‌‌ی عاطفی‌ای چه با مرگ رابطه، چه با مرگ یکی از طرفین رابطه بالاخره روزی تمام می‌شود. که روابط هم چرخه‌ی حیات‌ای […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 11 سپتامبر 2015

Rhizome and the Art of Hofmann’s Bike Maintenance

*«من آن‌جایی هستم که نمی‌اندیشم. آن‌جایی که می‌اندیشم «من» نیستم» ـ گیاهان ریزوم‌دار بر خلاف درخت‌ها و ریشه‌هاشان، افقی رشد می‌کنند. نه از جایی شروع می‌شوند و نه جایی پایان می‌گیرند. نمی‌خواهند تاریکی دل خاک را به روشنی آفتاب وصل کنند. اسیر خاکی نمی‌شوند. «ریزوم از خاک قلمرو زدایی می‌کند.» به هر سویی سرک می‌کشد، […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 5 ژوئن 2015

Almost Home

ارباب من، خرس امروز می‌شود یک سال که «تقریباً» برگشته‌ام ایران. همین‌طور شاید هشت سال که  نوشتن گه‌گدار این نامه‌ها را به تو شروع کرده‌ام. آخرین نامه‌ را برایت دم برگشتن‌ام نوشتم.  از حالم در لحظه‌ای گفته بودم که باورم شد دیگر باید از ریشه بِکنم و بروم و پرونده‌ی هفهشت ساله‌ی هند را ببندم. […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 24 آوریل 2015

Minimanual of the Urban Monk

1-دارم با این شهر دوست می‌شوم کم‌کم؛ از وقتی که دیگر سعی نمی‌کنم. گمانم آدم وقتی سعی می‌کند چیزی را، کسی و جایی را دوست داشته باشد یعنی دارد دنبال آن چیزی که پیش‌تر و بیش‌تر دوست می‌داشته می‌گردد، در آدم جدید و جای جدید. همه‌ی سعی‌ام این مدت همین بود. دنبال نشانه‌های هند بگردم […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 2 مارس 2015

CODE 46

1.«اگر انقدری اطلاعات داشتیم که می‌توانستیم عواقب اعمال‌مان را پیش‌بینی کنیم، آیا دل‌تان می‌خواست بدانید؟ اگر آن دختر را می‌بوسیدید، اگر با آن مرد حرف می‌زدید، اگر فلان شغل را انتخاب می‌کردید یا با فلان زن ازدواج می‌کردید، یا ویزای جعلی درست می‌کردید؟ آیا اگر ما می‌دانستیم که درآخر چه آتفاقی می‌افتد، می‌توانستیم قدم اول […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 9 ژانویه 2015