در حال مشاهده | آرشیو مطالب » 2014

استخرهای پاکیزه

« بولوار استخر‌های پاکیزه گواه و آفریننده‌ی نخستین عشق من است که در دوران کودکی و پسربچه‌گی و نوجوانی چشیده‌ام، ولی افسوس، عشقی بی‌امید و ناکامیاب! نینا واراکینا و من در کوچه‌ی تلگراف‌خانه نزدیک استخرهای پاکیزه خانه داشتیم. راه ما از خانه به دبستان از کنار استخرها می‌گذشت. هنگامی که در کلاس‌های اول بودیم نینا […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 17 دسامبر 2014

What I Know About Solid Comfort Is About To Come To A Horrific End

تا قبل از برگشتنم سال‌ها بود خواب نمی‌دیدم. درست‌ترش این است که صبح‌ها رویاهایم یادم نمی‌آمد. از وقتی برگشتم نمی‌شود بخوابم و اغلب کابوس نبینم و همه‌ی جزئیاتش تا ساعاتی بعد از بیداری مشغولم نکند. جای جدید و زندگی جدید مقاوتم را شکسته‌است شاید. از رویاهای تکرار شونده‌ام شب آخر است که دارم همه‌ی زندگی […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 10 دسامبر 2014

لکان اسم‌‌اش را گذاشته «عشقِ با نزاکت»

از تو که جدا می‌شوم قوی و آرام‌ام. همه‌ی راه‌های به سوی انقلاب پیش پایم سنگ‌فرش می‌شوند. از کتاب‌‌فروشی‌ها صدای سرود می‌آید. از تو که جدا می‌شوم غربتم این‌جا کم‌رنگ می‌شود. آدم‌های روبه رو سرعت‌شان را کم می‌کنند و به روی هم لبخند می‌‌زنند. نرده‌های پیاده‌رو را خزه می‌گیرد. پیچک از ساختمان‌های دود‌زده بالا می‌رود و […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در 8 دسامبر 2014

مثل اون قورباغه که از ته چاه بالا میومد

این وبلاگ شاید به زحمت سالی پنج‌بار به‌روز می‌شه. باقی مدت خرابه. سالی یک‌بار به  سر من می‌زنه  روبه‌راه‌اش کنم و هربار به دنبال تعمیر حداقل سه‌تا یادداشت آخرم می‌پره؛ و من از رو نمی‌رم. مثل حالا.

نگارش شده توسط گل‌ناز در 7 دسامبر 2014