در حال مشاهده | دسته بندی » فارنهایت 451

من القدر؟ و أنا خائفٌ أیضاً…

داستان «آخر هفته در زویدکوت» روبر مرل که ابولحسن نجفی با عنوان «شنبه و یکشنبه در کنار دریا» ترجمه کرده، درباره‌ی آخرالزمانی‌ترین روزهای جنگ جهانی دوم است و روایت سرباز(مرد)جوانی که در آن اوضاع تراژیک گرفتار شده. نیمه‌های داستان سرباز با زن جوانی آشنا می‌شود – در واقع زن را از دست دو سرباز دیگر […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در فوریه 24th, 2018 مرتبط با دسته فارنهایت 451, کوسن و کاناپه
بدون نظر

گر چه این چرخ نیک گردانست/ چرخ افلاک عشق گردانتر

و چرا مردم «می‌خواهند» عاشق شوند؟ این واقعاً جالب است. آن‌ها تا حدی به همان دلیل می‌خواهند عاشق شوند که شما می‌خواهید دوباره ترن هوایی سوار شوید- حتا با اینکه می‌دانید قلب‌تان فرو خواهد ریخت. چیزی که در مورد عشق برای من جذاب است ارتباط آن با تمام انتظارات فرهنگی، و ارزش‌هایی‌ست که در آن […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در نوامبر 24th, 2017 مرتبط با دسته فارنهایت 451
بدون نظر

Falling in Love

در رویا می‌بینم نشسته‌ام روی صندلی. او زانو زاده پیشِ رویم و دارد باصبر و دقت بندِ کفشم را می‌بندد. سرش پایین است. دولا می‌شوم و آرام گونه‌اش را می‌بوسم. سرم را که بالا می‌آورم روی یک صندلی دسته‌دارِ تک‌نفره، از همان‌ها که زمانِ مدرسه، نشسته‌ام. وسط یکی از کارگاه‌هایم. دورتا دورم زنان و مردانی […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در نوامبر 23rd, 2016 مرتبط با دسته در ستایش عشق, فارنهایت 451, کوسن و کاناپه
بدون نظر

استخرهای پاکیزه

« بولوار استخر‌های پاکیزه گواه و آفریننده‌ی نخستین عشق من است که در دوران کودکی و پسربچه‌گی و نوجوانی چشیده‌ام، ولی افسوس، عشقی بی‌امید و ناکامیاب! نینا واراکینا و من در کوچه‌ی تلگراف‌خانه نزدیک استخرهای پاکیزه خانه داشتیم. راه ما از خانه به دبستان از کنار استخرها می‌گذشت. هنگامی که در کلاس‌های اول بودیم نینا […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در دسامبر 17th, 2014 مرتبط با دسته در ستایش عشق, فارنهایت 451
بدون نظر