در حال مشاهده | دسته بندی » اینجا و آنجا

Minimanual of the Urban Monk

1-دارم با این شهر دوست می‌شوم کم‌کم؛ از وقتی که دیگر سعی نمی‌کنم. گمانم آدم وقتی سعی می‌کند چیزی را، کسی و جایی را دوست داشته باشد یعنی دارد دنبال آن چیزی که پیش‌تر و بیش‌تر دوست می‌داشته می‌گردد، در آدم جدید و جای جدید. همه‌ی سعی‌ام این مدت همین بود. دنبال نشانه‌های هند بگردم […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در مارس 2nd, 2015 مرتبط با دسته از نفس افتاده, اینجا و آنجا
بدون نظر

بنارس‌

و بر زمین شهر پیری‌ست، می‌گویند پنج‌هزار ساله، و هنوز زنده، با کوچه‌های تاریک و خیلی باریک و پله‌های تمام نشدنی که در رودی مقدس ناپدید می‌شوند. هوای‌ش  بوی عود و حشیش و چوب سوخته و گوشت‌ سوخته  می‌دهد. هوای‌ش همیشه غبار خاکستر دارد. مردم‌ش همیشه دارند دعا می‌کنند، خورشید را و رود مقدس را […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در مارس 11th, 2012 مرتبط با دسته اینجا و آنجا
بدون نظر

نامه‌ به مردی که می‌خواست به شوروی برود، اما سر از امریکا درآورد

الف عزیزم، نوشتن این نامه از خیلی وقت پیش، از همان پاییز تهران ـ که از آن فانتزی‌هایی بود که نباید هیچ‌وقت خاطره می‌شد‌ ـ شروع شد. توی کله‌ام. از همان بحث شوخی/جدی‌مان توی کافه، که آقا اصلن حالا که شوروی‌ای در کار نیست و جمع‌کردن پول خرید جزیره هم سال‌ها طول می‌کشد، همه جمع‌ […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در ژانویه 22nd, 2012 مرتبط با دسته اینجا و آنجا
بدون نظر

Mind Breaths

ارباب من خرس این آخرین نامه‌ای‌ست که از این‌جا، صومعه‌ی کهنه و نم‌کشیده‌ی وسط جنگل، برای‌ت می‌نویسم. فردا بعد از صبحانه آزاد می‌شوم و بر می‌گردم سر خانه و زندگی‌ام. امروز طرف‌های ظهر روزه‌ی سکوت‌ به پایان رسید. آدم‌های صورت سنگی نقاب‌های‌شان را برداشتند و توی چشم‌هایم خندیدند و زندگی درخشان شد. حال‌م خوب است. […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در آگوست 26th, 2011 مرتبط با دسته اینجا و آنجا
بدون نظر

A naked lunch is natural to us; we eat reality sandwiches*

ارباب من خرس امروز روز 5ام  من است و هم‌چنان با نوشتن به تو توی کله‌ام سعی دارم خودم را عاقل نگه‌دارم.  این‌جا یک زن خارجی دیگر هم به جز من ساکن است. ( و سه‌تا مرد روس. ما زیاد مردها را نمی‌بینیم ) زن دیگر البته زیاد هم خارجی نیست. دورگه‌ی مادر هندی-بودیست و […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در آگوست 23rd, 2011 مرتبط با دسته اینجا و آنجا
بدون نظر

*Follow your inner moonlight; don’t hide the madness

ارباب من خرس این نامه‌ را از حیاط  صومعه‌ای بودایی وسط جنگلی در جنوب غرب هندوستان برای‌ت می‌نویسم. خرداد 86 که از هم خداحافظی کردیم هیچ حتا خواب‌ش را می‌دیدی که با آن چرخیدن‌ها و تاب خوردن‌های مدام آخرش سر از این‌جا دربیاورم؟ امروز روز سومی است که ساکن شده‌ام و سعی می‌کنم با به […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در آگوست 21st, 2011 مرتبط با دسته اینجا و آنجا
بدون نظر

جنگ علیه زنان و زنان علیه جنگ

سخنرانی نوال السعداوی در سوشیال فروم جهانی  ژانویه  2004 در هند< ?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />   پشت میز آشپزخانه ام در قاهره نشسته ام و این مقاله را می نویسم. امروز 11 ژانويه 2004 است. نور خاکستری صبحدم هنوز در آسمان پخش نشده است. من با صدای موذنی که از ده […]

نگارش شده توسط گل‌ناز در اکتبر 10th, 2007 مرتبط با دسته اینجا و آنجا
بدون نظر