در حال مشاهده | لکان اسم‌‌اش را گذاشته «عشقِ با نزاکت»

لکان اسم‌‌اش را گذاشته «عشقِ با نزاکت»

از تو که جدا می‌شوم قوی و آرام‌ام. همه‌ی راه‌های به سوی انقلاب پیش پایم سنگ‌فرش می‌شوند. از کتاب‌‌فروشی‌ها صدای سرود می‌آید. از تو که جدا می‌شوم غربتم این‌جا کم‌رنگ می‌شود. آدم‌های روبه رو سرعت‌شان را کم می‌کنند و به روی هم لبخند می‌‌زنند. نرده‌های پیاده‌رو را خزه می‌گیرد. پیچک از ساختمان‌های دود‌زده بالا می‌رود و هوا دیگر چشمم را نمی‌‌سوزاند.

نگارش شده توسط گل‌ناز در 8 دسامبر 2014