در حال مشاهده | من و دکتر الف.نون اون روز پریدیم

من و دکتر الف.نون اون روز پریدیم

«از صبح به یادت بودُم… زودتر… از نصفه‌های شب… وقتی از خواب پریدُم، فهمیدُم خوابتو دیدُم… جزییات خوابُم به یادُم نمیاد… فقط می‌دونُم که بالاخره اومده بودی… توی همین اتاق… کنار همین پنجره… بیش‌تر از این یادُم نیست… چی به‌تر؟ شاید اگر یادم می‌موند دوباره فکرم عوض می‌شد و بازم ایران‌ می‌موندُم… حتمن این‌طوری بهتره… حتمن»

سیمای زنی در دور‌دست/ کارگردان: علی مصفا/ 1382

کافه شوکا، 23 خرداد 92

نگارش شده توسط گل‌ناز در 28 ژوئن 2013