در حال مشاهده | انتری که لوطی‌اش نمرده بود

انتری که لوطی‌اش نمرده بود

یک. جایی خواندم  دانشمندان فهمیده‌اند که به نمی‌دانم گوریل‌ها یا شامپانزه‌ها می‌شود معنی 8000 کلمه را یاد داد. حالا این‌که جهت پیشرفت علم چه‌ سمت و سوی خنده‌داری گرفته‌است که وسط بحران آب ‌آشامیدنی و گرسنگی و گرمایش زمین، دانشمندانی وجود دارند که بودجه‌ی تحقیقاتی می‌گیرند تا به گوریل یا شامپانزه ” آی ام هپی” یاد بدهند، به کنار. فرض بگیریم در جهانی زندگی می‌کنیم که مسیله‌ی سواد آموزی  شامپانزه‌ها یا گوریل‌ها همان‌قدر حیاتی‌ است که سوءتغذیه‌ی کودکان هند. خب، که چه ‌بشود؟ حیوانی را از طبیعت‌اش و زندگی طبیعی‌اش جدا کنی ببری آشویتس که بفهمی چند کلمه یاد می‌گیرد؟ چه تاثیری در سرنوشت گوریل‌ها یا شامپانزه‌ها و انسان‌ها دارد؟ جلوی انقراض‌ نسل‌شان را می‌گیرد؟ دیگر در باغ‌وحش نمایش‌شان نمی‌دهند؟ اجازه می‌دهند بروند مدرسه؟ قرار است همدم و مشاور انسان‌ها بشوند؟

دو. حذف شد.

سه. من به “فرهنگ‌سازی” اعتقادی ندارم. فرهنگ زیر‌بنا نیست که با تغییر آن چیزی از اساس تغییر کند. گمان نمی‌کنم با  سالی یک روز از خشونت بر زنان نوشتن و عکس زن کبود شده  در فیس‌بوک شر کردن حتا بشود جلوی یک مورد کتک یا تجاوز را گرفت. هیچ‌کدام از دوستان فرضن خشونت‌گر و متجاوز شما آن لحظه‌ای که دست‌ش را بالابرده یا شلوار‌ش را پایین کشیده، به این  فکر نمی‌کند که ” فلانی یادمون داده بود که زن رو نزن.” همان‌طور که هرچقدر گوریل‌ یا شامپانزه‌‌ی بپچاره همه‌ی آن 8000 کلمه‌ای که یاد گرفته‌ را به کار ببرد تا به دانشمندان حالی‌ کند ” خواهش می‌کنم من رو آزاد کنید بروم سر خونه و زندگی‌م. دلم برای ابر‌ و آفتاب و آسمان و درخت تنگ شده. خسته‌م..” محال است از آشویتس خلاصی پیدا کند. خشونت مردان علیه زنان، خشونت والدین علیه فرزندان، خشونت پلیس علیه شهروندان، خشونت ثروتمندان علیه فقرا، و خشونت انسان علیه حیوانات و سیاره دلایل مشخص مشترکی دارند که بدون تغییر بنیادین آن‌ها گمان نمی‌کنم رفتار خشونت‌آمیز از زندگی انسان‌ها پاک شود.

چهار. چه‌ باید کرد؟ اگر از آن  دسته کسانی نیستید که ذهن علیل‌شان خشونت پارتنر را عشق و توجه، و خشونت والدین بیولوژیک را  دل‌سوزی و احساس مسیولیت، و خشونت پلیس را حفظ امنیت ترجمه می‌کند ( که اگر هستید شرمنده تا این‌جا وقت‌تان را گرفتم، صفحه را ببندید و هرچه گفتم را فراموش کنید)، تنها راه‌‌ حل فردی‌اش  دوری تا حد ممکن از آزارگرتان است. به خودتان دروغ نگویید. برای ترس‌ها و ضعف‌ها و تناقض‌ها و وابستگی‌ها و حساب‌گری‌های‌تان بهانه جور نکنید. سخت است اما باورکنید برای نجات کیفیت انسانی مابقی زندگی‌تان ضروری‌‌ست.

پنج. و اما خبر بد این‌که اصلاح اوضاع جهان آن‌طور که می‌گویند با اصلاح تک‌تک آدم‌ها و هرکس سعی کند خودش خوب باشد و غیره اتفاق نمی‌افتد. متاسفم.

نگارش شده توسط گل‌ناز در 26 نوامبر 2012