در حال مشاهده | پادشاه سن گریگوریو

پادشاه سن گریگوریو

 

sangregoII.gif

این نوشته حدود دو هفته پیش پست شد اما با خرابی وبلاگ خود به خود پرید. برای همین دوباره منتشر می شود.

فیلم داستان واقعی ِ زندگی و  عشق ِ پدرو وارگاس ِ 30 ساله ( که در نقش خود ظاهر می شود) است با نارسایی جسمی و اندکی ناتوانی ذهنی که در سن گریگوریو زندگی می کند و دلبسته ی کتی ( با ناتوانی ذهنی شدید) می شود. عشقی عمیق که هیچ کس نه مادر پدرو و نه خواهر کتی  که تانوانی ذهنی و جسمی پدرو و کتی را دلیلی بر ناتوانی در دلباختگی آن دو می دانند، می توانند مانع از آن شوند.

کارگردان فیلم آلفونسو گازیتوا در سال 1994 ضمن فعالیت داوطلبانه  در ان جی او یی برای کمک به ناتوانان جسمی، با پدرو و داستان جادویی عشق اش آشنا می شود و همین انگیزه ای می شود برای ساختن اولین فیلم اش بر اساس عشق خالص پدرو و کتی.

 نام فیلم:  King of San Gregorio

کارگردان:  Alfonso Gazitua

محصول شیلی، 2006


 

*هفته ی پیش دهات ما جشنواره ی فیلم بود و هر روز من در سالن های سینما گذشت و یادم آورد که جشنواره ی فیلم فجر بی همتا است. ابلهان می گویند جشنواره ی فجر دوزار نمی ارزد چون از جریان روز به دور است. ابلهان نمی دانند که این حسن جشنواره ی فجر است.

*می گوید: شنیده ام تلوزیون ایران دو کانال بیشتر ندارد آن هم همه اش قرآن و آخوند نشان می دهد.

می گویم: همه ی این فیلم های نابی رو که تو با بدبختی اینجا دنبال اش می گردی_ آثار بونوئل، تروفو،برسون،برگمان و…_ و نمی یابی چون خواهان ندارد و مردم ترجیح می دهند آشغال های هالیوودی را ببینند، من از تلوزیون دولتی جمهوری اسلامی ایران دیدم .( انقدر لجم گرفته بود که نگفتم با سانسور. اصلن چرا باید می گفتم؟ سانسور همه جای دنیا است و فرم اش هم عمومن یکسان. محتوا تفاوت دارد که آن هم بی اهمیت است)

*امسال جشنواره بخشی داشت برای بزرگداشت پدرو آلمودوار. من 8 تا از فیلم هایش را دیدم و سر یکی اش( پاشنه بلند) برای اولین بار در عمرم در سالن سینما خوابیدم و بیش از 10 دقیقه ی دو فیلم دیگر را تاب نیاوردم، “کیکا” و “مارپیچ شهوت” (حضور رضا، پسر همجنسگرای محمد رضا پهلوی و پوستر های خمینی بر دیوار خانه ی گروه اسلامی ای _ که یکی شان هم گی بود و عاشق رضا_ که در صدد ترور اش بودند واقعن مایه ی خنده _ از سر عصبیت_ بود). ای کاش آنانی که ساخته های آلمودوار را آوانگارد و متفاوت و روشنفکری و… می دانند تنها یک دلیل برای ادعای شان می آوردند. جدن صرف پر کردن فیلم با گی ها و ترنس ها و صحنه ها و روابط نامتعارف جنسی فیلم را آوانگارد می کند؟! فکر کنم با او سخن بگو” هم از دست اش در رفته است و قابل تحمل از آب درآمده است.

*هنر مرده است. حتا گدار هم نمی تواند چیزی را عوض کند. ( از دیوار نوشته های می1968 )

نگارش شده توسط گل‌ناز در 4 فوریه 2008