نتايج جستجوی برچسب “شاید شعر” در وبلاگ فلسفه در اتاق خواب
جایی وجود دارد در این دنیا
که هنوز کشف نشده است
نامی ندارد
جایی پایین تر از گوش
وقتی انتهای آرواره به گردن می چسبد
و می خواهد گود شود
جایی که بوییدن اش
خدایان مونث را به گریه می اندازد
" به یادت بوده ام بارها
وقتی نبوده ای"
دروغ می گویی
و کلاغی پشت پنجره قاقار می کند
" صورت ات زیبا می شود
به وقت عشقبازی"
دروغ می گویی
و کلاغی پشت پنجره قارقار می کند
" دلتنگی ات رهایم نخواهد کرد
وقتی نباشم"
کلاغی پشت پنجره ساکت می ماند
من همیشه راست گفته ام
تهران یعنی تو و شب و اتوبان و علف
و من که کنارت افتاده ام
و نور چراغ ها که از رویم رد می شوند
...
مرگ بر هواپیما
شاعر نیستم
زل زدم به آسمانی
که می بارد
و وقتی تنها باشی
و شاعر هم نباشی
توفیری ندارد صدایش
با صدای شاش
زل زدم به آسمانی
که می بارد
بسان شاعران که چشم
انتظار ترانه ای چشم می دوزند
و صدای باران برای
شان توفیر دارد با صدای شاش