دل ِگنده ای که از آن من است
نه این که نفس بر نباشد دوری ات و گاهی کلن نبودنت در زندگی ام طی این چند سال اخیر و سال های پیش رو، و نه این که ندانم این سکوت و صبوری و روحیه ی سهل گیر و گاهی حتا سهل انگار و هرچه پیش آید خوش آید ام در مورد حوادث هیجان انگیز احساسی ممکن است به انفعال و بی توجهی و بی علاقگی ترجمه شود، اما چیزی کاملن شهودی و گول زنک و بی منطق دل خوشم کرده است که امکان ندارد حسرت بوسیدن تو تا ابد به دلم بماند. این اتفاق روزی روزگاری می افتد. کی و کجایش مهم نیست. عجله و برنامه ریزی و انرژی و بازی و فکر و انتظار چیزی را عوض نمی کند. تا امروز هم اگر اتفاق نیافتاده است فقط به این خاطر بوده که وقت اش نرسیده است و این همان چیزی ست که می گذارد همه ی این سال ها با خیال راحت به زندگی ام برسم اگرچه نفس بر است دوری ات و گاهی کلن نبودنت در زندگی ام طی این چند سال اخیر و سال های پیش رو...