...to a loyal friend...

|

دیر بازیست که دریافته ام، تنها وقتی که خوابی دوستت دارم. بیدار که هستی، بهانه گیری است و گیر است و گیر به پایم وقتی روی میز می گذارم، به دستم وقتی پشقاب ام را به آشپزخانه نمی برم  به دیر آمدن ام وقتی می گویی منتظر بودی ( که دروغ می گویی) به زود رفتن ام وقتی می گویی می خواهی بیشتر بمانم ( که باز هم دروغ می گویی) به بی توجهی ام وقتی حرف می زنی و من فوتبال تماشا می کنم یا وقتی آشپزی می کنی و  من ایمیل چک می کنم و صورت درهم ام وقتی دست پخت گندت را می خورم و بعد هم گریه ها و انگ هایت که مردسالارم، که خود خواهم، که خشن و متجاوز ام و ...

به همین خاطر تصمیم دارد جز وقتی که خوابی سراغ ات نیایم. قزص های خواب ات را سر وقت بخور، شب بند را نینداز و راحت بخواب. اگر می خواهی دهه ی سی ات را ببینی و من هم به جرم قتل ناخواسته اعدام نشوم.

ارباب ات خرس

*این نامه را امروز صبح دیدم. سنجاق شده  به حوله ی حمام ام. تو رفته بودی.

درباره اين نوشته

اين صفحه شامل تک نوشته ای از گل ناز چاپ شده در 10:27 PM October 3, 2008

سلام 26 سالگی- نوشته قبلی در اين وبلاگ

بهانه های کوچک خوشبختی ِ من- نوشته بعدی در اين وبلاگ

پيدا كردن مندرجات جديد در صفحه اصلی يا بررسی بايگانی برای پيدا كردن تمام مندرجات