مطمئنی؟! خوب نیستی، نه؟! می خوای بازم بهش فکر کنی تا فردا؟

|

نمی دونم ایراد از انگلیسی حرف زدن منه یا گوش شنونده ی انگلیسی زبان. دفعه ی دوم بود که آهی کشیدم و بر خلاف همیشه که در دلم، بلند گفتم که وحشتناک دلم می خواد یک نفر  فقط محکم بغلم کنه ( هاگ) و هم صحبتم  همه ی جمله را درست شنیده است به غیر از اینکه هاگ را فاک. با اینکه تقریبن می داند جاری شدن این لغت (و معادل های فارسی اش) از زبان ام محال است و از شنیدن اش حالت تهوع بهم دست  می دهد. ( به خصوص وقتی از دهن فمنیست ها می شنوم و همین کلمه برایم کافی است که بقیه حرف شان را نشنوم) شانس آورده ام شنونده هایم هر دو بار هم بی نهایت بچه مثبت بودند هم خجالتی و هم خوب می شناختن ام و برای اینکه مطمئن شوند با شرم ِ تا بناگوش دوباره جمله را تکرار کردند.


 پی نوشت بی ربط اش برسد به دست نهال:

توی دلم کله قند آب می شود وقتی  هر بار در چت و ایمیل گلی ِخر ِ بی معرفت خطابم می کنی. چند وقت پیش شخصی ازم پرسید پِت نِیم ات چه بوده است. هر چه فکر کردم دیدم هیچ وقت پِت نِیم نداشته ام. تعجب کرد که هیچ وقت نه پیشی ِ کسی بوده ام نه جوجو  (عقققق) نه هیچ حیوان ِ ملوس خانگی دیگر. ( شاید چون پارتنرهایم همیشه سگ و گربه ی خودشان را داشته اند) شما فمنیست ها توی تخت  هم....حالا خوشحالم دست کم  روزی خر ِ بی معرفت کسی بوده ام گیرم که چندان خانگی و ملوس نباشد. بهم فرصت بده. خر ِ با معرفتت می شوم.

درباره اين نوشته

اين صفحه شامل تک نوشته ای از گل ناز چاپ شده در 3:54 PM September 24, 2008

...you'll go to hell...- نوشته قبلی در اين وبلاگ

سلام 26 سالگی- نوشته بعدی در اين وبلاگ

پيدا كردن مندرجات جديد در صفحه اصلی يا بررسی بايگانی برای پيدا كردن تمام مندرجات