کی قرار است از آن دست بکشید؟

|

ساعت 3 صبح است. من کنار ساحل، نشئه نشسته ام. همه ی سلول های تنم حس دارند. 6 ماه است که آمده ایم گوا. ماه اول ِ اقامت مان فصل باران های استوایی بود ولی بعد اش آفتاب بود که می نشست روی پوست تن. رنگ جدید بدنم را دوست دارم. با خواهر و برادر هایم و دوست پسر جدید مادرم آمده ایم. از این مرد  بیزارم اما حسن ِ همراهی اش در این سفر این است که سر مادرم به او گرم است و مرا به حال خود رها می کند. مثل امروز که بعد از دعوایی مفصل راضی شد که من با  سامسون، تور لیدرمان اینجا بمانم و خودشان با 5 خواهر و برادرم رفتند برای گردش.

گوا بهشت روی زمین است. نه به خاطر طبیعت سبز اش یا آفتاب گرم اش یا آرامش محیط اش. اینجا دراگ بسیار ارزان و به راحتی آب خوردن در دسترس است. کافی است از گارسون های رستوران یا خدمتکار های هتل یا حتا تور لیدر ات بپرسی. فوری ساقی ِ هر جور دراگی که بخواهی برایت پیدا می کنند. این 6 ماهه سامسون برایم جور می کرد. امروز هم تا خانواده ام رفتند با ساقی کوکایین آمد به اتاقم. طی 12 ساعت گذشته 3 لاین کوک اسنیف کرده ام، دو تا قرص اکستازی خورده ام و سه قطره ال اس دی زده ام. سامسون می گوید دمت گرم. دختر به این سن چقدر حرفه ای است. من ذوق می کنم و لاین ها را کلفت تر می گیرم. نتیجه این که الان 12 ساعت است که نشئه ام. می گوید اور دوز نکنی یک وقت. می گویم حواس ام است. تازه کار که نیستم.

ساعت 4 صبح است. دراز کشیده ام لب ساحل. صدای پایی می آید. سرم را بر می گردانم. چشم هایم را ریز می کنم. سامسون دارد می آید با مردی دیگر که من نمی شناسم اش. کنارم می نشیند. یک لیوان مشروب برام آورده است. از دست اش می گیرم و می نوشم. فِنی است. فِنی ِ زنجبیلی. فِنی مشروب محلی گوا ست. بسیار خوش خوراک است و گیرایی اش فوق العاده. مشروب ام را مزه مزه می کنم. سامسون سمت راستم می نشیند و آن دیگری سمت چپ ام. دست اش را می گذارد روی زانویم. مور مور ام می شود. زانویم را می کشم کنار. می گوید تو نمی خواهی پول این 6 ماه دراگی که مصرف کردی رو با من حساب کنی؟ شوکه می شوم. هیچ وقت حرف پول نبود. همیشه می گفت رفاقتی. پول اش زیاد نیست. می گویم بگذار مادر ام بیاید. ازش می گیرم و پول ات را می دهم. می گوید من حالا پولم را می خواهم و دست اش را می گذارد روی سینه ام. ترس همه ی تنم را می گیرد. می خواهم از جایم بلند شوم. آن مرد دیگر مچ دستم را می گیرد و می پیچاند. می افتم زمین و تا کتف ام تیر می کشد. می گویم به پلیس خبر می دهم. غش غش می خندند. سامسون دو تا کشیده می زند توی گوشم. گوشم سوت می کشد. گریه ام می گیرد. هر دوی شان افتاده اند رویم و لباس هایم را روی تنم پاره می کنند. التماس می کنم که ول ام کنند. غش غش می خندند و باز کشیده می زنند. یکی شان بالای سرم می نشیند و دست هایم را می گیرد. دیگری همه ی وزن اش را می اندازد رویم و می خواهد با فشار زانو هایش پاهایم را باز کند. مقاومت می کنم. با دو دست گلویم را می گیرد و فشار می دهد. دارم خفه می شوم. تسلیم می شوم. سوزشی همه ی تنم را می گیرد. جیغ می کشم. گریه می کنم. چرا کسی این دور و اطراف نیست که به داد ام برسد؟ کاش با مادرم رفته بودم. دارم بی هوش می شوم. نوبت آن دیگری می شود. دیگر نیاز نیست کسی دست هایم را بگیرد یا گردنم را فشار دهد. جان ِ مقاومت ندارم. بگذار مادرم بیاید. پوست شان را می کند. آن دیگری هم کارش تمام می شود. انگار یکسال طول کشیده است. با هم به زبان خودشان حرف می زنند. نمی فهمم چه می گویند. حتا صدایشان را هم به وضوح نمی شنوم. هر کدام شان یک پایم را می گیرد و روی ماسه ها می کشندم به سوی دریا. دیگر صدایی نمی شنوم. چیزی نمی بینم. چیزی نمی فهمم. توی آب می افتم. می خواهم دست و پا بزنم ولی مغزم فرمان نمی دهد. می خواهم جیغ بکشم ولی صدایم در نمی آید. دستی پس کله ام را می گیرد و سرم را در آب می کند. آب و ماسه ی معلق در آب می رود توی دماغ  و شش هایم. دارم می میرم انگار. دارم می میرم. دارم می میرم........ از مادرم متنفر ام.

*18 فوریه 2008  اسکارلت، دختر 15 ساله ی انگلیسی در گوا مورد تجاوز 2 مرد قرار گرفت و بعد به قتل رسید. یک لحظه فکر کردم شاید من آن اسکارلت 15 ساله ام. (پوشش خبری اش را اینجا ببینید)

 *پلیس ابتدا علت مرگ را اور دوز و غرق شدن در پی ِ آن اعلام کرد. اما در تحقیقات تکمیلی مشخص شد که اسکارلت به قتل رسیده و پیش از مرگ مورد تجاوز واقع شده است.

*می گویند سالانه بیش از 200 توریست خارجی در اثر اور دوز در گوا می میرند. سال گذشته هم به بیش از 10 زن اروپایی تجاوز شده است. گوا بر خلاف ظاهر آرام و صلح آمیز اش یکی از نا امن ترین مناطق توریستی برای زنان است.

درباره اين نوشته

اين صفحه شامل تک نوشته ای از گل ناز چاپ شده در 9:48 AM March 17, 2008

... In praise of love...- نوشته قبلی در اين وبلاگ

عیدانه- نوشته بعدی در اين وبلاگ

پيدا كردن مندرجات جديد در صفحه اصلی يا بررسی بايگانی برای پيدا كردن تمام مندرجات