...
به جهنم که تعریف داستان چه است یا فرق اش با نمایش نامه . به جهنم که آدم های داستان باید اسم داشته باشند تا بشوند شخصیت. که باید توصیف شوند. من روی آدم های داستان ام اسم نمی گذارم. حتا اسم شما را نمی برم تا دق کنند تمام عالم از فضولی. تا خودتان هم دق کنید از فضولی. تا خودم هم دق کنم از ندانستن اسمتان. وصف شما هم به دیگران نیامده تا خودتان خود را توصیف کنید. من که شما را " ارباب ِ من، خرس" صدا می کنم. گیرم نه شمایل تان به خرس می ماند و نه منش تان به ارباب جماعت. اسم معشوقه ی تان هم " روسپی مقدس " است که باید همگان حذر کنند از او. او اما بر خلاف شما هم شمایل اش مقدس است و هم منش اش روسپی وار. گیرم که داستان من هرگز خوانده نشود. گیرم که شاید اصلن نوشته هم نشود. چه تفاوت دارد. مهم این است که در دنیای من فعلن فقط شما وجود دارید و معشوقه تان.